الملا فتح الله الكاشاني

358

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

شما يا عرش يا ملكوت و قضا و اوامر او در آسمانست يا جبرئيل و يا ساير فرشتگان * ( أَنْ يُرْسِلَ ) * آنكه فرو فرستد * ( عَلَيْكُمْ حاصِباً ) * بر شما بادى كه با وى سنگريزه باشد چنانچه بر قوم لوط فرستاده شد * ( فَسَتَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانيد يعنى بعد از مشاهدهء اين عذاب دانا شويد كه * ( كَيْفَ نَذِيرِ ) * چگونه است بيم كردن من و آن دانستن شما را سود نكند بعد از آن به جهت تسليهء خاطر عاطر پيغمبر ( ص ) بر تكذيب كفار قريش مر او را تهديد ايشان مىفرمايد كه * ( وَلَقَدْ كَذَّبَ ) * و بدرستى كه تكذيب كردند رسولان خود را * ( الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * آنان كه بودند پيش از كفار اين زمان يعنى مكذبان امم ماضيه و بشامت تكذيب مسبب هلاك گشتند * ( فَكَيْفَ كانَ ) * پس چگونه بود برايشان * ( نَكِيرِ ) * عقوبت من كه بانكار تست يا انكار من برايشان بانزال عذاب استيصال پس تنبيه مىفرمايد بر قدرت خود بر خسف و ارسال حجاره بقوله * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا ) * آيا نمينگرند * ( إِلَى الطَّيْرِ ) * بسوى مرغان * ( فَوْقَهُمْ ) * كه بر زير ايشانند يعنى معلق بر هوا * ( صافَّاتٍ ) * در حالتى كه صفها بر كشيده‌اند يعنى بالهاى خود را گسترانيده‌اند در هوا نزد طيران چه هر گاه بسط اجنحه خود كردند صف قوايم خود مينمايد * ( وَيَقْبِضْنَ ) * و فراهم مىگيرند بالهاى خود را وقتى كه صف عبارتست از وضع اشياى متواليه بر خط مستقيم و قبض جمع شيئى است از حال بسط و عدول از قابضات به يقبضن به جهت آنست كه اصل در طيران در هوا صف اجنحه است زيرا كه طيران در هوا مانند سباحت است بر آب و اصل در سباحت مد اطراف است و بسط آن اما قبض طارى مىشود بر بسط به جهت استظهار طيور بان بر تحرك پس طارى كه غير اصل است بلفظ فعل ايراد فرمودند تا اشاره باشد به اين معنى كه طيور نزد طيران بسط كنندهء اجنحه‌اند و وقتا بعد وقت و تارة بعد تارة قبض بر وى طارى مىشود هم چنان كه سابح * ( ما يُمْسِكُهُنَّ ) * باز نميدارد ايشان را در هوا بر خلاف طبع يا در حال قبض و بسط اجنحه ايشان را از سقوط نگه نميدارد * ( إِلَّا الرَّحْمنُ ) * مگر خداى بزرگ بخشايش كه بقدرت كاملهء خود هر يك از انواع طيور را شكلى و هياتى و طبيعتى خاص داده و اسباب طيران و جولان ايشان در هوا مهيا ساخته * ( إِنَّه بِكُلِّ شَيْءٍ ) * بدرستى كه خداى به همه چيزها * ( بَصِيرٌ ) * بينا است و دانا به آنكه خلق غرايب نمايد و تدبير عجايب فرمايد و شبهه نيست در آنكه هر كه قادر باشد بر امساك طيور بر هوا و منع سقوط ايشان هر آينه بر همه چيزى قادر خواهد بود * ( أَمَّنْ هذَا ) * آيا كيست كه اشاره توان